صائن الدين على بن تركه
9
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
و استيلاى قهرمان احكام كثرت ، مصدر آثار عظيمه و محلّ صفات كريمه بود از حيات و علم و قدرت و غيره ؛ و بعد ذلك به قدر ظهور آثار تقابل ، و ثوران احكام كثرت ، آن صفات و آثار در حجاب اختفا و كمون متوارى مىگشت تا منتهى شد به جماد كه منتهاى مراتب اختفاست . بعد از آن ، ديگر به قدر انكسار آن كيفيّات ، و اختفاى احكام اين كثرات ، مصدر آثار وجودى و مظهر صفات حقيقى شد ، مترقّيا في ذلك إلى أن وصل إلى الحقيقة النّوعيّة الإنسانيّة و كذلك في أشخاصها إلى أن وصل إلى ما وصل . « 1 » اين آن سر كوى بود كاوّل * زانجا به همه جهان سفر كرد وايافت امانت خود آنجا * زانجا چو نظر به بام و در كرد پس چون معلوم شد كه چندان چه صورت وحدانى مزاجى به وحدت حقيقى اقرب است و ترتيب اجزاى كثيره را تناسب بيشتر ، بىشك در تأثير قوىتر مىباشد و اينكه « حسن » را به تناسب اعضا تفسير كردهاند ، از اين اصل است ، هرآينه در ترتيب حروف و تأليف كلمات ، سريان حكم اصل ، همين اقتضا كند كه چندان چه صورت آن به حلىّ تناسب و جواهر انتظام آراستهتر ، عقد قبول آن در قلوب زاهر ، و آثار تسخير او در باطن ظاهرتر ؛ و تصديق مشاهده در اثبات اين دعوى شاهدى است قوى ؛ چه قاضى حسّ به افتاى وجدان ، حكم جزم مىكند كه نظم « 2 » حال نظم در طباع « 3 » بيشتر از نثر است و تأثير او پيشتر ؛ « 4 » و همچنين از نظم ، آنچه صورت تأليفى آن به الحان موسيقى راست سازند ، در بارگاه دوگاه صماخ ، آوازهء ديگر دارد و از آن نيز ، آنچه به نغمات ملايم مؤدّى شود ، ذوقى ديگر بخشد ؛ چه ، چندان چه رقايق تناسب در وجوه كثرت ظاهرتر مىشود ، كمند جاذبهء حسن در باطن سرگشتگان عشق ، قوىتر مىگردد . « 5 » گره از زلف خويش باز مكن * كار بر عاشقان دراز مكن نگويند كه احتياج انبيا - عليهم السلام - به قبول سخن بيشتر بود ؟ پس استغناى ايشان از شعر چگونه باشد ؟ چه ، كلام نواميس شعار ايشان به قوّت قدسى و حسن معنوى
--> ( 1 ) . ال فر : + بيت ؛ مل : + نظم . ( 2 ) . در اصل : نظم يا انظم ( ؟ ) . ( 3 ) . تب فر : طبايع . ( 4 ) . فر : بيشتر . ( 5 ) . فر : + بيت ؛ مل : + نظم .